کد خبر 132689
۱۷ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

فدایی زینب (س) حکم جهادش را از امام غریبان گرفت

فدایی زینب (س) حکم جهادش را از امام غریبان گرفت

شهید مدافع حرم علی حسینی کاهکش که 6 ماه قبل از اعزام به سوریه به پیشگاه بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) مشرف شده بود، از این امام بزرگوار طلبید تا راهی آسان برای حضورش در سوریه فراهم نماید، در نهایت 5 دی ماه 94 به سوریه اعزام شد و حدود یک ماه و نیم بعد در عملیات آزاد سازی منطقه "نبل" و "الزهرا" به شهادت رسید.

 به گزارش خبرنگار حیات، شهید مدافع حرم علی حسینی کاهکش از اهالی مسجدسلیمان بود که در زمستان گذشته، داوطلبانه به جمع مدافعان حرم بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در «سوریه» ملحق شد و در بهمن ماه ۱۳۹۴ شمسی، طی عملیات شکستِ حصر «نبل» و «الزهرا» به همراه دیگر هم رزمانش شهید حجت الاسلام مصطفی خلیلی، شهید محمودرضا مراد اسکندری، شهید رضا عادلی، داود نری‌میسا در عملیات آزادسازی نبل و الزهرا در سوریه به شهادت رسید. محمد مراد حسینی کاهکش پدر این شهید بزرگوار در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری حیات با بیان این که پسرم مهندس برق شرکت نفت در اهواز بود، گفت: من 3 دختر و 2 پسر داشتم که علی یکی از آنها بود و در شرکت توربین نفت اهواز کار می کرد، او متولد 1363 بود و به مدت 17 سال جزو نیروهای فعال بسیج به شمار می رفت، هنگامی که قصد رفتن به سوریه را داشت به او گفتم پسرم تو این همه کار کردی درس خواندی بهتر است امروز از نتیجه اقدامات خود استفاده کنی که به من گفت، اگر تمام اهواز را هم به من بدهند، باز هم دل و قلبم پیش حضرت زینب (س) و مردم مظلوم سوریه است، اگر ما برای دفاع نرویم چه کسی برود، آن وقت دشمن می تواند به داخل ایران نیز نفوذ کند. وی افزود: من خود جانباز 8 سال جنگ تحمیلی هستم و طی ماموریتی از نواحی مختلف بدن مجروح شدم و به همین خاطر حرف های علی را بسیار درک می کردم، علی برای کسب رضایت من و مادرش قرآنی قرمز آورد و گفت اگر شما و مادر از قلب و دل راضی باشید من می روم در غیر این صورت کارم درست نخواهد شد، اگر قسمت من شهادت باشد به آن خواهم رسید، حتی اگر اکنون به من پست مهمی را واگذار کنند باز هم رفتن به سوریه را انتخاب خواهم کرد، با این صحبت های علی ما رضایت نامه های مورد نظر را امضا کردیم و او 5 دی ماه 94 اعزام شد. پدر این شهید مدافع حرم با اشاره به سفر مشهد مقدس پیش از اعزام شهید علی حسینی کاهکش به سوریه خاطرنشان کرد: من و مادرش تصمیم گرفتیم قبل رفتن علی سفری با او به مشهد داشته باشیم، هنگامی که به حرم وارد شدیم علی به جلوی ضریح رفت و از راه دور دیدم که مداوم آن را می بوسد از او پرسیدم علی از امام رضا (ع) چه خواستی؟ گفت بعدها به شما می گویم، هنگامی که زمان رفتن فرارسید من علی را نزدیک لشگر ولی عصر پیاده کردم که برود، به من گفت پدر یادت می آِید از من سوال کردی که از امام رضا (ع) چه طلبیدم؟ من به ایشان نه پستی نه مقامی نه ثروتی خواستم فقط آرزو کردم راهی برایم باز کند تا به راحتی به سوریه بروم. وی ادامه داد: ما حتی به علی گفتیم که بمان و ازدواج کن گفت من اگر ازدواج کنم پایبند خانمی می شوم و شاید آن خانم هم اجازه رفتن به من ندهد بنابراین بهتر از ازدواج نکنم، زیرا جهاد برای من مهمتر از دواج است و اگر از ماموریت برگردم ازدواج خواهم کرد. وی با اشاره به شهادت شهید حسینی کاهکش در عملیات بزرگ آزاد سازی "نبل" و "الزهرا" تصریح کرد: در ابتدا قرار بود که بعد از 45 روز علی بازگردد ولی تماس گرفت و گفت دو ماه دیگر خواهد ماند، چند روز از آخرین تماسمان گذاشت که عکس علی را در خیابان های اهواز دیدم، به خانه برگشتم ولی سپاه آنجا بود و مادرش را نیز مطلع کرده بود، بعد از یکی دو روز پیکرش هم به کشور بازگشت و اکنون در گلزار شهدای اهواز مدفون است. پدر شهید مراد حسینی کاهکش در واکنش به احساس خود و همسرش پس از شهادت علی گفت: علی همان راهی را که دوست داشت رفت ، بعد از شهادت او علی های زیادی در سوریه فعال هستند و من و مادرش بسیار خوشحالیم که علی به جایی رفت که می تواند دستان ما را نیز آن دنیا بگیرد، دلتنگی برای علی یک طرف و سختی دیدن لباس ها عکس ها و خاطراتش یک طرف ولی خدا را شکر می کنیم که فرزندی به ما عطا کرد که در مقابل دشمنان اسلام و کشور ایستادگی داشت تا به شهادت رسید. 

برچسب‌ها